دست نیاز گر پیش غیر او میکنی دراز /پل بسته ای تا بگذری از آبروی خویش
بازی آنلاین تراوین "رایگان بازی کنید"
نویسنده شقایق
نور را پیمودیم،دشت طلا را در نوشتیم. افسانه را چیدیم،وپلاسیده فکندیم. کنار شن زار ،آفتابی سایه بار،مارا نواخت.درنگی کردیم. برلب رودپهناور رمز،روءیاهارا سر بردیم. ابری رسید،وما دیده فرو بستیم. ظلمت شکافت،زهره را دیدیم،وبه ستیغ برآمدبم. آذرخشی فرود آمد،وما را در نیایش فرو دید. لرزان،گریستیم،خندان،گریستیم. رگباری فرو کوفت:از در همدلی بودیم. سیاهی رفت،سربه آبی آسمان ها سودیم،درخور آسمان ها شدیم. سایه را به دره رها کردیم.لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم. سکوت ما بهم پیوست و ما،((ما))شدیم. تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید. آفتاب از چهره ما ترسید. دریافتیم ،و خنده زدیم. نهفتیم و سوختیم. هرچه بهم تر ،تنهاتر.، ازستیغ جدا شدیم: من به خاک آمدم،وبنده شدم. تو بالا رفتی،وخدا شدی.
بسم رب الحسین
◄سلام دوستان
◄از اینکه "وبلاگ ما" را انتخاب کردید متشکریم...
◄امیدواریم لحظات خوشی را با ما داشته باشید...
◄عزیزانی که دوست دارند در این وبلاگ عضو بشن ، کافیه در قسمت ورود اعضا عضو بشن یه دقیقه بیشتر وقتتون را نمیگیره
◄شرایط عضویت هم اینه که شما وبلاگ یا سایت فعالی داشته باشید...
عکس خانم و آهنگی که خوانندش خانم باشه و قالبهای خانم دار نذارین ( لطفا")
◄پس وقت را از دست ندهید و به جمع ما بپیوندید...