به وبلاگ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد خوش آمديد

عضويت در وبلاگ
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
فهرست مطالب وبلاگ
پروفایل
موضوعات
این بخش نذر "امام علی النقی الهادی (ع) میباشد"
لوگوهای دوستان مسافر منتظر
تسلیحات و ضد تسلیحات جهان
تروریستی
نظامی دفاعی ایران
پرسپولیسی ها
استقلالیها
فروشگاه
آشپزی
تلاوت دلنشین "قرآن کریم"
پزشکی
عکسهای هنرمندان
حوادث
جدیدترین های خودروی ایزان و جهان
به مناسبت هفته افتخار آفرین دفاع مقدس
فال و طالع بینی
کلیپ
پرچم متحرک ایران عزیزمان و دیگر کشورها
انیمیشن
مطالب آموزنده
جوکهای پـَـَـ نــه پـَـَــ
جوکهای دِ نـَـه دِ
مطالب علمی
تبلیغ www.loxblog.com
فرازی از وصیتنامه شهید
جوک و اس ام اس
آپلود
متفرقه
شکلکهای اینترنتی
کدهای جاوا
بازی آنلاین
مطالب مضحک و مسخره
جنایی پلیسی
حدیث
داستان
شعر و ترانه و آهنگ
عکس
دانلود خونه
پخش مستقیم
دل نوشته
سایتی که عکسهای شما را به عکسهای قدیمی تبدیل میکند
پخش مستقیم شبکه های TV ایران
عاقبت ترویج گناه توسط برخی از زنان
زیبا ساز وبلاگ
حمایت از خلیج همیشه فارس
موضوعات مطالب دیگر همسنگران
کد لوگوی مراجع و لوگوهای دیگر
کلام وحی
سخنان گهر بار 14 معصوم
پیامکهای مذهبی
سخنان ناب
صلوات و بخشش گناهان
دانشنامه مهدوییت
مطالب عمومی
مطالب مذهبی
فیلم و سریال
بازی بازی بازی بازی بازی GAME GAME GAME GAME
کد موزیک برای وبلاگ و وبسایت
قالب وبلاگ
عملیات بانکی
تبلیغات شما در این سایت
اضافات

آخرین مطالب
طراح قالب

Template By: NazTarin.Com

آنچه در آسمانها و زمین است همه در دست با کفایت پروردگار دو عالم قرار دارد

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

استخاره آنلاین با قرآن مجید

در روایات آمده بهتر است که قبل از استخاره

سه بار سوره ي اخلاص (قل هو الله احد) را بخوانید

سپس سه مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستید

نيت کنید و به انچه كه مايلید استخاره نمایید

دست نیاز گر پیش غیر او میکنی دراز /پل بسته ای تا بگذری از آبروی خویش


استخاره آنلاین با قرآن کریم


https://mosafermontazer.loxblog.ir//

بازی آنلاین تراوین "رایگان بازی کنید"

https://up.vatandownload.com/images/x22r4f93e5rly27ne3dt.gif

عکس
اباصالح التماس دعا هرکجا رفتی یاد ما هم باش

بوسه دختر شهید بر صورت پدر +عکس


 

بوسه دختر شهید بر صورت پدر +عکس

به گزارش مشرق به نقل از فارس، سردار شهید محمد اصغریخواه در 2/3/1340 در روستای فتیده شهرستان لنگرود در یک خانواده مستضعف ولی متدین و مذهبی پا به عرصه وجود نهاد . تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش پشت سر نهاد و متوسطه را در شهرستان لنگرود با نمرات عالی سپری کرد و برای ادامه تحصیل در کنکور شرکت نمود و دو مرحله در دانشگاه امام حسین(ع) پذیرفته شد ولی با توجه به نیاز زمان حضور در جبهه را ارجح به حضور در دانشگاه دانست . شهید اصغریخواه تحصیلات دبیرستان را در مدرسه ملی مهدوی گذراند که توسط روحانیون اداره می شد و به همین علت روح آزادی خواهی از همان زمان تحصیل در او تعالی پیدا کرد و در جلسات مخفیانه روحانیون مبارز که در روستای فتیده ولنگرود برگزار می گردید شرکت می کرد.

شهید محمد اصغریخواه


بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و برای حفظ دستاوردهای آن ابتدا در کمیته انقلاب اسلامی شروع به فعالیت کرد و با تشکیل سپاه لنگرود جذب سپاه شد و تلاشی بی امان نمود، بویژه در اوایل پیروزی که اوج شیطنت گری نوچه های آمریکا و دشمنان قسم خورده انقلاب بود، در سرکوبی آنان و پاک سازی شهرستان لنگرود و روستای تابعه تلاش بسیار کرد .محمد، مدتی مسئول عملیات سپاه و مدتی هم فرماندهی بسیج را بر عهده گرفت.سال 1359 با سرکار خانم هاشمیان ازدواج کرد و ثمره آن، یک پسر و یک دختر است.با شروع جنگ تحمیلی بارها و بارها به میادین نبرد با دشمن کافر بعثی عزیمت نمود و مردانه در عملیات :ثامن الائمه ، فتح المبین ، بیت المقدس ، رمضان ، کربلای 5و4 ، نصر 4 جنگید و از خود دلاوری و رشادت زیادی بجا گذاشت . مدیریت و توانمندی او باعث شده بود که فرماندهی گردانهای امام حسین (ع) امام رضا (ع) و کمیل در زمانهای مختلف به وی سپرده شود و حتی پس از عملیات به علت موج گرفتگی شدید مدتی نتوانست در جبهه حضور پیدا کند، لذا سعی کرد در امور تعلیم و تربیتی شهرستان لنگرود به تربیت علوم قرآنی فرزندان آن خطه بپردازد و نیز مسئولیت مانورهای شهرستان چون (ما نور آزادی و قدس و خندق ) و مسئولیت واحد بسیج سپاه لنگرود را بر عهده بگیرد ولی روح آزاده او با این خدمات آرام نمی گرفت . مجدد راهی جبهه های جنگ شد، محمد به همسر مکرمه و فرزندان دلبندش و پدر و مادر عزیزش بسیار عشق می ورزید ولی دفاع از اسلام و یگان اسلامی را در اولویت برنامه های زندگی خود قرار داده بود .

 او با نوشتن نامه هایی برای فرزندان خردسالش و پیش بینی روزهای آتیه آنها که بدون حضور فیزیکی پدر سپری خواهد شد و علت ایثارگری اش و اعزام های مکررش به جبهه های نبرد و فلسفه انتخاب نام سجاد برای فرزندش ، مبارزه با ظلم و ستم ، دفاع از مظلوم ، حمایت از ولایت فقیه و اطاعت از آنو ... توصیه و تاکید های فراوان داشته و پس از ماهها جنگیدن بی امان سرانجام در 9/1/ 1367 در عملیات والفجر 10 پس از وارده کردن صدمات سهمگین به دشمن بعثی عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش تا 2 سال و نیم بر بلندای بانی بنوک باقی ماند، و در مهر ماه 69 پس از تشیع با شکوه در مزار شهدای لنگرود و در کنار همرزمانش بخاک سپرده شد.آنچه پیش روی شماست دل نوشته ای از لحظه وداع دختر با پدرش در آخرین دیدارشان می باشد:

راستی آ ن روز یادت هست؟ آخرین روزی که از کنارم می رفتی؟ روز ی که توان جدا شدن از همدیگر را نداشتیم؟ گویی نیرویی قلبهامان را به هم گره زده بود. نمی دانم آن روز حال عجیبی داشتم گرچه کوچک بودم اما هنوز آن بی قراری ها یادم هست. هنوز هم اشک های ملتمسانه و کودکانه ام را به یاد دارم، هنوز هم غربت رفتنت به خاطرم مانده است.

چه سخت بود آن لحظات، وچه سنگین می گذشت آن دقایق آخر.

براستی مرا توان جدا شدن از آ غوشت نبود، گویی کسی برایی همیشه گرمای آغوشت را از من گرفت و تا ابد شنیدن صدای قلب تو را از من دریغ می کند
انگار تمام وجودم را از من جدا می کنند، نمی دانم شاید می دانستم که آخرین بار خواهد بود که نازهای شیرینم را خریدارخواهی بود؟ به چشمانت که می نگریستم گویی با من سخن می گفتند و آنها نیز توان جدایی نداشتند.

در جشمان تو اشک موج می زد و عاقبت این اشک ها بغض نشکفته ام را شکوفا نمودند. هر قطره اشکی که می ریختم دردی بر غربتم می افزود.

من و تو چشم در چشمان هم و در آ غوش هم می گریستیم، درون هر دویمان غوغایی بود، و مادر فقط نگاهمان می کرد و بغض در گلویش را به سختی فرو می برد، آغوش می گشود که دوباره برگردم اما مگر می شد، ولی تو باید می رفتی تا چگونه رفتن را به همگان بیاموزی، باید می رفتی چرا که فرشتگان مهیای آمدنت شده بودند بالاخره مرا به سختی از آ غوشت جدا ساختی به مادر سپردی. گویی روحم را از کالبدم جدا می کردی!

راستی یادت هست به مادر گفتی خداحافظ می روم اما انتظار نداشته باش که برگردم و پشتم را نگاه کنم زیرا اشکهایش اراده ام را سست و پاهایم را بی رمق خواهد کرد، تو می رفتی و من تا ته کوچه رفتنت را می نگریستم و اشک از چشمانم آرام آ رام بر گونه های کوچکم می ریخت، گویی تمام وجودم را با خود می بردی، انگار تمام آرزوهایم به پایان رسیده است.
خود را سخت به سینه مادر می فشردم تا شاید دردم التیام یابد و تو لحظه به لحظه از من دور ودورتر می شدی و من لحظه به لحظه به غر بت و تنهایی نزدیک و نزدیک تر، آنقدر دور شدی که انتهای کوچه دیگر ندیدمت ویک بار هم بر نگشتی. وقتی رفتنت را باور کردم گویی این ابیات را در وجودم زمزمه می کرد:

می گفت شبی به خانه بر می گردم  با سبز ترین نشانه بر می گردم
می گفت، ولی دلم گواهی می داد   یک روز به روی شانه بر می گردد

رفتی و تو را برای همیشه به خدا سپردم نازنین.

آرام باش، نگران نباش؛ من دیگر به تنهایی خو گرفته ام. من هم دیگر با شادی های کودکانه وداع کرده ام و بهار آرزوها را به فراموشی سپرده‌ام.
آسوده باش و با فرشتگان مهربانی کن، من از خدا برایت شادی و آرامش روح را می طلبم.

*دخترت سوده . سال ۱۳۷۸


[+] نوشته شده توسط <

"امسافر منتظر"

> در چهارشنبه 30 شهریور 1390 در ساعت 19:30 | ارسال نظر(1) |

درباره وبلاگ

بسم رب الحسین ◄سلام دوستان ◄از اینکه "وبلاگ ما" را انتخاب کردید متشکریم... ◄امیدواریم لحظات خوشی را با ما داشته باشید... ◄عزیزانی که دوست دارند در این وبلاگ عضو بشن ، کافیه در قسمت ورود اعضا عضو بشن یه دقیقه بیشتر وقتتون را نمیگیره ◄شرایط عضویت هم اینه که شما وبلاگ یا سایت فعالی داشته باشید... عکس خانم و آهنگی که خوانندش خانم باشه و قالبهای خانم دار نذارین ( لطفا") ◄پس وقت را از دست ندهید و به جمع ما بپیوندید...
آرشيو
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
آمار
روز بخير كاربر مهمان!
آمار بازديدها:
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: 2740

مدير سایت :
مسافر منتظر
لينكستان
[Link_Title]

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

وبلاگ دهی LoxBlog.Com


لينكدوني

[Link_Title]

آرشيو پيوندهاي روزانه


CopyRight| 2009 , 3241.LoxBlog.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران