دست نیاز گر پیش غیر او میکنی دراز /پل بسته ای تا بگذری از آبروی خویش
بازی آنلاین تراوین "رایگان بازی کنید"
آتش زيبا
به نام خداوند هستي بخش
بودا به دهی سفر كرد . زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد . بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد . كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : «این زن، هرزه است به خانهی او نروید » بودا به كدخدا گفت : « یكی از دستانت را به من بده» كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت . آنگاه بودا گفت : «حالا كف بزن» كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: « هیچ كس نمیتواند با یك دست كف بزند» بودا لبخندی زد و پاسخ داد : «هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند . بنابراین مردان و پولهایشان است كه از این زن، زنی هرزه ساختهاند .»
بسم رب الحسین
◄سلام دوستان
◄از اینکه "وبلاگ ما" را انتخاب کردید متشکریم...
◄امیدواریم لحظات خوشی را با ما داشته باشید...
◄عزیزانی که دوست دارند در این وبلاگ عضو بشن ، کافیه در قسمت ورود اعضا عضو بشن یه دقیقه بیشتر وقتتون را نمیگیره
◄شرایط عضویت هم اینه که شما وبلاگ یا سایت فعالی داشته باشید...
عکس خانم و آهنگی که خوانندش خانم باشه و قالبهای خانم دار نذارین ( لطفا")
◄پس وقت را از دست ندهید و به جمع ما بپیوندید...